نظام باورها

هر چیزی که در زندگی خود به دست می آورید ، چه خوب باشد چه بد ، به دلیل باورهای درونی شماست . قانون باورها بر کل جهان حکم رانی می کند . در واقع اندیشه های شما از نظام باورهایتان دستور می گیرد . هر آن چه را که باور کنید ، اتفاق می افتد و خلق می شود . باورها اندیشه های شما را به وجود می آورند و اندیشه ها احساسات را تولید می کنند ، احساسات هم به عمل شما منتهی می شوند .

بدون شک افراد ثروتمند و فقیر ، سالم و بیمار ، قوی و ضعیف مانند هم دیگر فکر نمی کنند . زندگی این افراد باهم متفاوت است ، به این دلیل که باورها و افکار و احساسات آن ها باهم متفاوت است . هر انسانی به باورهای خود عمیقا اعتقاد دارد و در نهایت این باورها هستند که زندگی او را می سازند . اگر فردی باورهای مثبت در مورد خود و جهان داشته باشد ، به تبع آن زندگی پربار و موفقیت های بی شماری نصیبش می شود ، و اگر دارای باورهای مخرب و منفی باشد ، زندگی او یک شکست بزرگ خواهد بود .

ثروتمند شدن به نژاد و جنس و سن و محیط زندگی یک فرد بستگی ندارد ، حتی به ضریب هوشی افراد و خانواده هم وابسته نیست . تنها چیزی که یک فرد را ثروتمند می کند نظام باورهای اوست . این مثال در مورد سلامتی ، روابط موفق و سایر موارد هم مصداق دارد .

تفاوت ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه :

برای درک بهتر نظام باورها ابتدا بایستی با دو مفهوم آشنا شوید : ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه . ذهن آدمی شامل دو قسمت ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه است . ضمیر خودآگاه فقط زمان بیداری فعال است و اعمال ارادی انسان را تحت کنترل دارد و به کمک نیمکره ی چپ به استدلال می پردازد .

ضمیر ناخودآگاه کلیه اعمال غیر ارادی انسان را کنترل می کند. ذهن انسان شبیه یک کوه یخ است که مقداری از آن که در بیرون از آب قرار دارد ضمیر خودآگاه و توده عظیم و ناپیدای درون آب نیز ضمیر ناخودآگاه اوست . ضمیر ناخودآگاه بخش عظیمی از وقایع زندگی را کنترل می کند . 

تمام باورهایی که در طول زندگی انسان از طرق مختلف به او قبولانده شده در ضمیر ناخودآگاه او بایگانی می شود . تمام خاطرات انسان از بدو تولد تا زمان مرگ در ضمیر ناخودآگاه او قرار دارند . شکست های زندگی به دلیل وجود باورهای منفی در این ضمیر است . ضمیر ناخودآگاه مانند یک کامپیوتر بسیار قدرتمند قادر است سبب تحولات عظیمی در انسان شود .

ضمیر خودآگاه منبع اندیشه و ناخودآگاه منبع قدرت آدمی است . مسائلی که در زندگی روزمره با آن ها روبرو می شویم و اغلب به نظر ما بزرگ و لاینحل جلوه می کند ، از دید ضمیرناخودآگاه بسیار ساده و قابل حل است . ناخودآگاه انسان باید برنامه ریزی شده و اطلاعات وارد آن شود ، تا قادر با انجام وظایفش باشد . دقیقا برعکس ضمیر خودآگاه ، این ضمیر با تمام قدرت عظیمی که دارد ، قادر به استدلال نیست . اطلاعات و ورودی ها را بدون چون و چرا می پذیرد و اجرا می کند و راست یا دروغ بودن این پیغام ها را نمی تواند تشخیص دهد .

 

سایت پرنس دیتا

 

تغییر باورهای ضمیر ناخودآگاه راه رسیدن به رویاها :

برای رسیدن به آنچه که می خواهیم بایستی باورهایی که مانع رسیدن به آن اهداف است را شناسایی و این باورها را در ضمیر ناخودآگاه خود تغییر دهید . بسیاری از افراد تمایل دارند که ثروتمند باشند ، یعنی ذهن خودآگاه آن ها ثروتمند شدن را دوست دارد ، اما در ضمیر ناخودآگاه آن ها باورهایی ثبت شده که با ثروتمند شدن آن ها در تضاد است . باور هایی مثل این که ثروتمندان خلاف کارند یا ثروتمندان از خدا دور هستند یا ثروتمندان به بهشت نمی روند و باورهایی از این قبیل . هرگاه بین ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه تضاد و اختلاف باشد ، همواره ضمیر ناخودآگاه پیروز می شود و مانع از ثروتمند شدن فرد و کسب درآمد بالا می گردد .

شما می توانید باورهای که در ضمیر ناخودآگاهتان بایگانی شده اند را تغییر دهید . البته تغییر این باورها کاری نیست که بشود در یک ساعت یا یک روز آن را انجام داد . این باورها در طول سال های طولانی از کودکی تا بزرگ سالی توسط والدین ، آموزگاران و سایر اطرافیان و همین طور خودتان به خورد ضمیر ناخودآگاه داده شده اند . پس مسلما نباید انتظار داشته باشید که در یک بازه زمانی کوتاه بتوانید نظام باورهای خود را یکباره تغییر دهید .

اگر حتی بتوانید یک باور منفی را در ضمیر ناخودآگاه خود تغییر دهید ، شاهد تغییرات و پیشرفت های عظیمی در زندگی خود خواهید بود . فرق بین یک انسان بازنده و یک برنده در نظام باورهایشان است ، زندگی انسان ها حاصل افکار روزانه آن ها می باشد .

شناسایی نظام باورها :

گاه یک فرد ممکن است از نظام باورهای خود اطلاع دقیقی نداشته باشد ، چون این باورها در لایه های زیرین ذهن پنهان هستند و در مواقعی ممکن است که خود شخص هم آن ها را فراموش کرده باشد . برای این که زندگی خود را بتوانید تغییر دهید ، ابتدا باید باورهای مخرب و آسیب زننده ی خود را دقیقا شناسایی کنید ، و سپس آن ها را سرکوب کنید و در مراحل بعد بایستی باوری مثبت و سازنده را جایگزین باور منفی خود کنید .

ممکن است فردی در لایه های عمیق ذهن خود باور داشته باشد که آدم بی ارزشی است و لیاقت لذت بردن از زندگی و دریافت نعمات را ندارد ، و حتی خود او هم از این باوری که در ضمیر ناخودآگاهش جای گرفته ، آگاهی ندارد . ضمیر خودآگاه او دوست دارد که در زندگی پیشرفت کند ، اما ضمیر ناخودآگاه این فرد بنا بر باوری که در او ثبت و نگهداری شده ، مانع رسیدنش به بسیاری از موهبت های زندگی می شود . همان طور که قبلا هم ذکر شد ، هرگاه بین ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه تعارض پیش بیاید ، این ناخودآگاه است که همواره پیروز میدان است . پس شناسایی این باورهای منفی از اهمیت بسیاری برخوردار است .

برای شناختن این باورها روش های مختلفی وجود دارد . در پست های بعدی روش شناسایی این باورها و طرق از بین بردن آن ها را شرح خواهم داد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *