پاک سازی باورهای مخرب

همان طور که در بحث نظام باورها اشاره شد ، زندگی انسان ها حاصل افکار روزانه ی آن هاست .اندیشه های که به ذهن شما می رسد از نظام باورهایتان دستور می گیرد . شما هر آنچه را که باور کنید به وقوع می پیوندد و خلق می شود ، تمام زندگی آینده شما را نظام باورهایتان می سازد . بنابراین انسان ها، نان باورهایشان را می خورند، فرق یک انسان برنده و یا بازنده در باورهایشان است و باورها مبنای تولید اندیشه هستند .

برای از بین بردن باورهای مخرب ابتدا باید این باورها ی پنهان در ضمیر ناخودآگاه را شناسایی کنید ، یک روش کاربردی برای شناسایی باورهای مخرب ، روش نردبانی است . بعد از کشف باورهای منفی ، باید آن ها را از بین ببرید و برای بهبود زندگی خود ، این عقاید منفی را پاک سازی کنید .

یکی از روش های مفید و کاربردی برای  پاک سازی باورهای مخرب ، روش شرطی سازی است . مغز انسان طوری طراحی شده است که نسبت به خوشی و لذت گرایش دارد و از رنج و سختی گریزان است . مثلا کسی که قصد کاهش وزن دارد ، به طور ناخودآگاه در مغز او کاهش وزن برابر است با تحمل سختی و رنج فراوان . چنین کسی به دلیل همین فرمان مغز ممکن است موفق به رعایت رژیم غذایی خود نشود .

روش انجام شرطی سازی برای پاک سازی باورها

  • در مرحله ی نخست با استفاده از روش نردبانی ، باورهای ضد هدف خود را شناسایی کنید و این باورها را در یک برگه ی کاغذ یادداشت کنید .
  • در مرحله دوم کافی است که از باورهای مخرب و منفی خود ، آن قدر احساس ناراحتی کنید که با همه ی وجود بخواهید که این عقاید را تغییر دهید ، و آن ها را با رنج زیاد ارتباط دهید . در این شرایط مغز شما به این نتیجه می رسد که با داشتن چنین باوری باید رنج و ناراحتی زیادی را متحمل شود ، و این باور را مساوی با رنج کشیدن بداند . همان طور که اشاره شد ، مغز آدمی طالب رسیدن به راحتی و آسایش و لذت است ، و از رنج و مشقت گریزان است ، پس اگر شما بتوانید به باوری که در ذهن خود دارید رنج و ناراحتی شدیدی را نسبت بدهید ، مغز آن باور را کنار می گذارد ، چون این باور را با رنج کشیدن برابر می داند . شما زمانی قادر خواهید بود که یک باور را از بین ببرید که دیدگاه خود را نسبت به آن باور تغییر دهید ، یعنی به این نتیجه برسید که با ادامه دادن آن عقیده ، باید رنج و ناراحتی بسیاری را متحمل شوید .
  • در مرحله ی سوم باید این باورهای مخرب را با باورهای جدید و سازنده جایگزین کنید ، برای این منظور می توانید از جملات تاکیدی به صورت روزانه و منظم استفاده کنید .

 

 

چگونه باورهای سازنده را جایگزین باورهای مخرب کنیم

اگر باور مخربی دارید که همواره مانع رسیدن شما به رویاهایتان شده است ، با خود بیندیشید که این عقیده چقدر تاکنون زندگیتان را محدود کرده است ، چقدر شما عقب نگه داشته است ، چقدر به خاطر این باور متحمل رنج و عذاب شده اید ، چقدر شکست خورده اید ، چقدر احساس عجز و ناتوانی کرده اید ، تا میتوانید راجع به زیان هایی که بابت این باور محدودکننده متحمل شده اید فکر کنید و تمام آن رنج ها با تمام وجود احساس کنید .

می توانید لیستی از همه ی باورهای محدود کننده ی خود تهیه کنید ، و تمام عدم موفقیت ها و رنج های ناشی از این باورهای منفی را به روی کاغذ بیاورید . زمانی که احساس ناخوشایندی در مورد این باورها به شما دست داد ، مغز شما ناخودآگاه این باورها را کنار می گذارد . اکنون زمان آن است که باورهای جدید و مفید را جایگزین باورهای قبلی نمایید ، و بایستی در ذهن خود این باورهای جدید را به خوشی و لذت ارتباط دهید تا مغز شما آسان تر این باورها را پذیرا باشد . برای این کار باید نتایج شگفت انگیزی که از این باورهای مفید و سازنده نصیب شما می شود را به ذهن خود بیاورید و لذت ناشی از این موفقیت ها را احساس کنید .

در مرحله ی نهایی باید مغز خود را با الگوی جدید شرطی سازی کرد ، یعنی باید درباره ی باورهای جدیدتان مدام فکر کنید و لذت ناشی از نتایج این باورها را احساس کنید . پیوسته با خود بیندیشید که درصورت داشتن این باورها پله های ترقی را طی می کنید ، چقدر انسان مهم و موفقی می شوید ، موفقیت ها را در ذهن خود ترسیم کنید و لذت ببرید . باید با تکرار و تمرین فراوان این باورها را به لذت ربط دهید تا مغزتان این باور جدید را بپذیرد و شرطی شود .

تجربه شخصی من از پاک سازی یک باور محدود کننده

خود من سال ها با این باور مضر زندگی می کردم که توانایی عالی صحبت کردن در جمع را ندارم . این باور محدودکننده مدت ها مرا از زندگی عقب نگه داشته بود و موقعیت های شغلی فراوانی را از من سلب کرده بود . من برای تغییر این باور تلاش فراوان کردم ، مدام فرصت هایی که به خاطر این عقیده از دست داده بودم را به خودم یادآوری می کردم واین باور را با رنج و سختی هایی که تحمل کرده بودم ارتباط دادم ، تا جایی که واقعا از این باور متنفر شدم و می دانستم که در صورتی که این عقیده را داشته باشم ، بازهم باید رنج بکشم .

بعد از این که مغز من این باور را به عنوان منبع رنج و سختی کنار گذاشت ، من این باور که فن بیان عالی دارم را جایگزین باور قبلی کردم . روزانه مدت زمانی را به فکر کردن در مورد این که داشتن فن بیان عالی چه قدر باعث موفقیتم می شود و چه قدر مرا نزد بقیه محبوب می کند و تا چه اندازه مرا خوش برخوردتر می کند اختصاص دادم ، و با همه ی وجود لذت برخورداری از فن بیان عالی را حس می کردم . نتیجه ی تمرین ها این شد که اکنون با اعتماد به نفس عالی در جمع صحبت می کنم و احساس قدرت و موفقیت می کنم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *