کشف باورهای مخرب

در ضمیر ناخودآگاهتان باورهای شما بایگانی شده و نظام باورها را می سازد . هر فکری که به ذهن شما می رسد از یک باور منشا می گیرید . افکار منفی ناشی از باورهای منفی هستند و افکار مثبت برخاسته از باورهای مثبت می باشند .

برای این که بتوانید باورهای مخربی که زندگی شما را دستخوش نابسامانی و شکست کرده را از بین ببرید ، نخست باید بتوانید این باورها را شناسایی کنید . یکی از روش های بسیار کاربردی برای شناختن باورهای منفی بایگانی شده در ضمیر ناخودآگاه ، روش نردبانی است .

شیوه ی کاربرد روش نردبانی

در روش نردبانی هرگاه یک فکر منفی به ذهنتان رسید ، بایستی آن را زیر سوال ببرید . با پرسش هایی که در مورد فکر منفی مطرح می کنید و تجزیه و تحلیل پاسخ ها یی که به پرسش هایتان می دهید می توانید به باور منفی ای برسید که در ضمیر ناخودآگاه شما پنهان شده است و بعضا خود هم از آن اطلاعی ندارید .

در روش نردبانی پرسش هایی که مطرح می کنید باید به این صورت باشد :

چه می شود اگر ………………. ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

شما باید این پرسش ها را برای فکر منفی به کار ببرید . در قسمت نقطه چین بایستی فکر منفی خود را جایگزین کنید ، بعد جواب سوال چه معنایی برای من دارد را بنویسید . مجددا سوالات را بنویسید و سپس با استفاده از جوابی که می دهید ، شروع به پر کردن قسمت نقطه چین کنید . این الگو را چندین مرتبه برای جواب هایی که به خودتان می دهید به کار ببرید تا در نهایت به باور منفی برسید .

مثال هایی از کاربرد روش نردبانی

مثال اول

فرض کنید فردی اضافه وزن دارد و به سختی می تواند به رژیم غذایی خود پایبند باشد . او به این شکل زیر می تواند از روش نربانی استفاده کند :

فکر منفی : شاید نتوانم رژیم غذایی ام را رعایت کنم .

چه می شود اگر نتوانم رژیم غذایی ام را رعایت کنم ؟ چه معنایی برای من دارد؟

این به این معناست که نمی توانم وزنم را کم کنم .

چه می شود اگر نتوانم وزنم را کم کنم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که خوش اندام نخواهم بود.

چه می شود اگر خوش اندام نباشم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که مورد پذیرش کسی قرار نمی گیرم .

چه می شود اگر مورد پذیرش کسی قرار نگیرم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که من بی ارزش هستم .

در این جا فرد به باور مخرب بی ارزش بودن می رسد . در این مرحله دیگر نیازی به ادامه ی پرسش ها نیست ، چون باور پنهان شده در اعماق ذهن پدیدار شده است .

مثال دوم

شخصی را در نظر بگیرید که قصد شرکت در کنکور سراسری را دارد . یک فکر منفی مدام به ذهنش خطور می کند و او را می آزارد . او می تواند از روش نربانی به این صورت استفاده کند :

فکر منفی : ممکن است در کنکور قبول نشوم .

چه می شود اگر در کنکور قبول نشوم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که هرگز به دانشگاه راه پیدا نمی کنم .

چه می شود اگر هرگز به دانشگاه راه پیدا نکنم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که مدرک دلخواهم را نمی گیرم .

چه می شود اگر مدرک دلخواهم را نگیرم . چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که شغل مورد علاقه ام را به دست نمی آورم .

چه می شود اگر شغل مورد علاقه ام را به دست نیاورم؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که نمی توانم از نظر مالی مستقل باشم .

چه می شود اگر نتوانم از نظر مالی مستقل باشم ؟ چه معنایی برای من دارد ؟

این به این معناست که من آدم بی عرضه ای هستم و توان رسیدن به استقلال مالی را ندارم .

در این مرحله شخص به باور وحشتناک بی عرضه بودن آشکار شده است ، و دیگر نمی توان سوالات را ادامه داد .

قانون مهم در روش نربانی

وقتی از روش نردبانی استفاده می کنید ، مراقب باشید که از احساسات خود به هنگام جواب دادن به سوالات استفاده نکنید . وقتی از خود می پرسید که چه معنایی برای من دارد ؟ با عبارات خشمگین خواهم بود ، می ترسم ، ناراحت می شوم ، افسرده می شوم و جملاتی مانند این به سوالات پاسخ ندهید . این جواب ها بیانگر این هستند که شما به احساسات خود متوسل شده اید ، و در چنین مواقعی نمی توانید باورهای مخرب موجود در نظام باورها را کشف کنید .

باورهای بنیادی

در نظام باورها ، باورهایی وجود دارند که پایه و اساس باورهای دیگر محسوب می شوند ، در واقع باورهای دیگر از آن ها منشا می گیرند ، به این دسته از باورها ، باورهای بنیادین گفته می شود . چنانچه بتوانید یک باور بنیادی آسیب زا و مخرب را در ضمیر ناهشیار خود کشف و شناسایی کنید و آن را تغییر دهید ، به طور خود به خود آن دسته از باورهای مخربی که وابسته به آن باور بنیادی هستند هم از بین می روند .

به عنوان مثال فردی را تصور کنید که در نظام باورهای او باور منفی بی ارزش بودن وجود دارد ، این باور بنیادی می تواند پایه و زیربنای بسیاری از باورهای مخرب دیگر شود ، مانند : من شایسته ی رسیدن به موفقیت نیستم ، من شایسته ی عشق نیستم ، من سزاوار احترام نیستم ، من دوست داشتنی نیستم ، من محبوب دیگران نیستم ، من لایق ثروت نیستم ، من لایق خوشبختی نیستم و باورهایی از این قبیل .

در صورتی که فرد مذکور بتواند با استفاده از روش نردبانی ، باور بنیادی بی ارزش بودن را در لایه های زیرین ذهن خود شناسایی کند و در صدد تغییر این باور برآید ، قادر خواهد بود تمام باورهای که وابسته به این باور بنیادی هستند را نیز از بین ببرد . در این صورت ضمیر ناخودآگاهش ، او را به همه ی موقعیت هایی که پیش از این خود را لایق دستیابی به آن ها نمی دانست ، می رساند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *